نقل است كه شيخ فرشيد در زاويه نشسته بود و ملعبه ي بيل گيتس بسته بود و چرتكه به پيش نهاده بود و حساب را رتق و امور را فتق مي نمود و گاه انگشت سبابه تا بيخ به بيني برده و تفكر همي مي نمود و تعمق همي تر. پس مريدان به سراي شدند و سلام عرضه داشتند و گفتند يا شيخ كنون از چه ملعبه ي بيل گيتس وانهادي و لپ تاپ به كنار نهادي و چرتكه گسترانيدي و نه مخ جي افان مي زني وچنین خموشی ليك خموشي شيخ ما زچيست؟ شيخ گفت كنون خموش! كه ما مخ هيچ دختركي نزنيم بل استفتائات آنان را در ملعبه بيل گيتس پاسخ مي دهيم و از حدوث قليله و كثيره فتوا مي دهيم و وقت نماز عيان مي كنيم و ايشان را به جماعت كه خير مسلمين بر جماعتين است سفارش مي كنيم و بدانيد كنون وبلاغمان فيلتر شده وبعض مريدان از اندرزهاي شيخ بي نصيب مانده اند و نيز بعض سرورها جواب نمي دهند.
مريدان گفتند اي شيخ ما نيز آگهيم آمديم تا بدانيم فتواي شيخ ما چيست كه اینگونه خموش نشسته ايد و معاندان اسب چموش زين كرده اند ونيت هزيمت شيخ كرده اند و شمشير عداوت بسته اند و به قتل شیخ كمر بسته اند. شيخ فرشيد بفرمود به قول ساجده ،ها دانيم! بيزينس مي كنيم اي مريدان كه برويد فكر نان كنيد كه خربزه آب است و مي دانيد بيزنس چيست؟ مريدان گفتند خير يا شيخ پس با ما از بيزنس بگو:
و شيخ گفت بيزنس همان است كه از هر آنچه سود در آن نهفته است بهره نيكو بريد و تور بياندازيد واز آب گل آلود ماهي گيريد و بدانيد بهترين انتفاع آنست كه ز مايملك غير بهره بريد و بدانيد كه اين حنيف ابن محمود بن شعاع نيز كه فتوغرافچي ددي خود هستند از بهر بيزنس آنجا يند ورنه هيچ گربه اي محض رضاي خدا موش نگيرد و كنون شيخ به بيزننس خيار شده است و خيار نيكو ميوه اي است براي خلق كه هر كه خيار بخورد عاقبت بخير شود و بدانيد سياست در اين ملك از آبدوغ و خيار تشكيل شده است و تصميمات دولت در معيشت مردم بر سبيل آبدوغ خياري است و بدانيد همين امور است كه مصرف خيار زياد نموده پس ما به بيزنس خيار شديم.
و گفتند اي شيخ با ما از فيلترينغ بگو :شيخ فرشيد گفت همانا فيلتر چيزي است كه گند زدايي مي كند و بوي نا مطبوع مي زدايد و چون وبلاغ شيخ گند زعما بر ملا مي كرد و بوي نا مطبوع آن بر رعيت عيان می نمود فيلتري بر آن نصب نمودند تا گند كاريها رو بپوشانند پس آگاه باشید زعما از براي اينكه مشام جبال نوردان از بوي گند آنان آزرده نشود بر در وبلاغ فيلتر نصب نمودند تا هم صدا و هم بوي تلنگ ایشان بر خلق نمودار نگردد كنون بگذاريد و بگذريد!
مريدان گفتند اي شيخ چرا حسين رضايي هيچ پيغام نداد و او كه پيغامبر خورو خواب و گرمابه و دبليو سي و همه چيزجبال نوردان در جبال بود از فيلم كي دو و سه و چهار و پنج و انرژي هسته اي پيغام مي داد هيچ نگفت و اين مقام شيخ را نشايد! گفت بدانيد اين كلام از استاد! خود داشتم كه گفت هان اي فرشيد بدان هر آنجا مي خوري همانجا قضاي حاجت نكن پس روا نباشد آنكه از طعام فدارسيون نمك گير است و مواجب گير آن خبر از وبلاغي دهد كه نيش بر ريش زعما مي زند و اين خوشايند نيست و شيخ فرشيدي كه هر آيينه بي پروا حرف مي زند مغضوب است و بدانيد او اول بار بود شیخ شمارا بي هويت خواند واز آن روز كه به حاج مهدي داور پور گير داديم بر ما بيش تاخت و بي هويتمان کرد و كنون بدانيد كه باز محفل دوستان گرم شدو سفره خدمت! خودماني گسترانيده شد و داورپور به فدارسيون شد پس حسين را بگوييد
داور پور گم گشته باز آمد به فدراسيون خوش باش
فدراسيون احزان شد گلستان اين روز ها برو خوش باش(با قدري تصرف)
مريدان گفتند اي شيخ دانيد كه شيخ محمود بر اريكه ي فدارسيون تكيه زد و پيش بيني شيخ از براي انتخاب وي به وقوع پيوست پس با ما از اين انتخابات بگو:
و گفت دانيد كه انتخابات نزد منورالفكران بر گزار گرديد و با شفافيت كامل !و عكس زير
اسناد آنست
رای گیری با حضور منورالفکران بر گزارگردید! به چهار نفر وسط عکس توجه کنید
وديگر اينكه اين شيخ محمود آنقدر محبوب است كه رقباي وي هم به ایشان راي دادند چرا كه از 41 راي 38 راي موافق اخذ نمود و معلوم شد رقبا هم مي خواستند وي انتخاب شود و براي پزيشن انتخابات كانديد شده بودند تا دموغراسي ترويج دهند!!! و تو مي داني كه ما در اين ملك چه اندازه به ملعبه ي دموغراسي مي خنديم و رعيت به نزديك انتخابات چه اندازه بازيچه ي عروسك گردانان دموغراسي مي شوند.
اي شيخ كنون از انتخابات و فداراسيون گفتيد پس با ما از سياست و قدرت بگو
و شيخ گفت بهترين تمثيل در سياست و قدرت فتو غراف زير بر گرفته از وبلاغ عباس جعفري است(آزاد کوه)
.jpg)
اسبان سیاست!!!
و نظاره كنيد كه در اين ملك شش اسب مي بينيد كه مي زيند و كنون دو اسب وسط بنگرید كه مشغول خوردنند و نيكو علف مي خورند و دو اسب جلو خورده اند و فربه شده اند و مي روند تا به جاي ديگر جايي يابند و باز بخورند و مريدي گفت اي شيخ دو اسب آخر چه؟ و فرمود نظاره كنيد كه به انتظار ايستاده اند تا دو اسب وسط بخورند و بروند تا آنها به سفره شوند و بدانيد قدرت و سياست در اين ملك چنين است كه عده اي به خوردن و چرا از جيب بيت المال مشغولند و نيكو بالا و پايين بيت المال چريده اند و عده اي منتظرند تا خورندگان از خوردن فارغ شوند تا بر جاي ايشان نشينند.و آنان كه سير خورده اند آرام و خرامان و بي دغدغه مي روند بل به چرا گاه ديگري رسند حفظهم الله.
اي شيخ و مي دانيد ضعيفه النساءعلي آبادي گفته است اگر در اين پست ابقا شوم چنين و چنان كنم اي شيخ آيا وي ابقا خواهد شد؟
شيخ گفت اي مريدان چه اندازه ساده دليد و بدانيد امروزه عزل و نصب ها همه بر سبيل سياست و تامين منافع است و بايد ديد چه كس منافع ما را تامين مي كند تا به پست گزيدنش و اين همان بيزنس است كه شيخ در نظام اداري نيكو دوست مي دارد ، پس علي آبادي سيستر رئيس سازمان را با ديگري در كفه ترازو ريزند هر كه بيشتر بيارزد! آن رئيس است. ليك به ايشان بگوييد گاهي بد نيست از سراي گرم و نرم بيرون آيد و به جبال از دور نگاهي بياندازد تا نگويند هيچ جبال نورد نيست و اين از تصوير فربه ايشان مبرهن است
اينكه فرموده اند بانوان دچار حادثه در جبال نشده اند مزاح است و معلوم است هیچ به جبال نشده اندو فربهي با ورزشكاري در تضاد است و بدانيد هر آن از رجل در جبال دچار آسيب مي شوند از صدقه سري نسوان! است كه با شوي خود به ستيز پرداخته و شوي از بهر رهايي به جبال شده و خود را مي آويزد پس هر بلايي سر رجال آيد زير سر اين نسوانست كه خدايشان به شويشان برد بل از جبال دست بشويند انشالله.اما کو شوی!!!
كنون بر خيزيد و برويد تا اين شيخ بيزنس خيار كند و هر آن باز وبلاغ ما فيلتر بود بر ما خبر آريد تا ملعبه مان را جاي دگر گسترانيم
|
+| نوشته شده توسط
فرشيد در شنبه هفدهم آذر 1386
|