تبليغاتX
طنز كوه - راپورتهای خفیه
طنز نوشته ای بر کوهنوردی
 راپورتهای خفیه

ازقرار مسموع ميرزا محمود خان شعاع السلطنه ارباب فدراسيون جبال نوردي در ايام ماضي بد جور به مهندس حسين خان هوايي معزول الدوله گير سه پيچ داده است آنطور كه هر دم در فدراسيون جبال خبطي مي شود گناهش را گردن ايشان مي اندازند.ظريفي خطابه مي كرد گويي ميرزا حسين خان هوايي معزول الدوله  را آورده بودند تا منبعد و الي يوم القيامه هر رعيت در فدراسيون جبال تلنگش در رفت گردن ايشان بياندازند العهده علي الراوي.

ميرزا محمود خان در تداوم گيرهاي خود عدم توفيق كلوخ نوردان بلاد محروسه در خارجه و انباشت بدهي فدراسيون به رعيت را از اعمال نابخردانه ميرزا حسين خان دانسته  و ايشان هم در جريده  خطابه اي در مقام پاسخ مستدل و به ضرس قاطع ايراد فرمودند  ما كه نبوديم حواله تان به حضرت عباس.

ميرزا محمود خان در راستاي جبران مافات و پرداخت ديون رعاياي طلبكار مقرركردند با معاضدت برخي از صاحب منصبان نسبت به توديع بدهي اهتمام نمايند.

لاجرم به مخيله مان رسيد كه  اين را مي گويند گدايي با كلاس!!!(هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم)فدارسيون جبال نوردي بي زرو سيم شماره حساب شصت و شيش دو صفر پس و پيش.

--------------------------------

روز ماضي در وبلاغ جبالنوشت ميرزا حسين خان رضايي وبلاغباشي راپورتي خوانديم قريب به اين مضمون"عبدلي توديع كاشفي معارفه" و ايشان يك تمثال كبيره از عبدلي خان به تماشا گذارده بود كه في الفور ياد پروغرامهاي حكايتهاي عبدلي و آميرزا در جعبه ي جادو تلفزيون ضرغامي افتاديم و تشابه رخ به رخ اين دواين شائبه ايجاد نموده بود. ليك به صرافت در يافتيم كه ميان من و قمر سماء تفاوت ازارض تا تحت الارض است(با قدري تصرف) ميرزا حسين خان هم در تداوم راپورت خود فتوغرافي  تماشا داده كه در مجلس توديع و معارفه مقادير متنابهي از ماكولات گران بهايي چون موز و ساير  ميوه جات سلطاني حاضر بوده و چاكر با ديدن  فتوغراف اين ماكولات خاطر خواه سينه چاك معارفه و توديع گرديده است.

از قرار مسموع در تمثالي كه در همين جبالنوشت ميرزا حسين خان تماشا داده شده ميرزا محمود خان در حال اهدا يك فقره تحفه به عبدلي خان ارباب اسبق هيات جبال نوردي ايالت طهران است و در گوشي به عبدلي مي گويد "بيا جونم اينو بگير برو خوش باش دم چك فدراسيون هم ديگه پيدات نشه بذار ما به زندگيمون برسيم"

------------------------------------

ميرزا عباس خان ثابتيان وبلاغباشي كه  وبلاغي دارد مسما به آرام الجبال(آرام كوه)اخيرا يك فقره راپورت از يك پروغرام آموزشي (با پرنوغرام آميزشي خلط نشود)داده است كه در آن دو دسته از جبال نوردان آرشي و دماوندي حاضر بوده و به تبادل وقوفات جبال مشغول بودند كه در اين حيث و بيث بازار ليچار گويي و متلك پراني بين بعض جبال نوردان شايع بوده و خال و پول هم را مي نواختند.ظاهرا هنگام صلاه ظهر و به وقت طعام، دو تن از جبال نوردان به جان هم مي افتند و مقاديري ناسزا و ضرب و شتم ميانشان تبادل مي شود كه با پا در مياني بعض جبال نوردان قضيه درز گرفته مي شود علي ايحال  ميرزا عباس خان اين قضيه را يواشكي در حاشيه وبلاغشان  مذكورو مكتوب مي كنند  و اذعان مي دارند اين فقره رفتارها صرفا از عهده قطاع طريق متصور است ليكن موضوع به همين اندازه قد نداده و ميرزا فرامرزخان كلاغ الدوله كه خود زاغ است اما زاغ سياه رعيت جماعت را در وبلاغها چوب مي زند قضيه را در وبلاغ خود آشكار و كوس رسوايي بر بام مي برد.با قرائت اين راپورت در آرام الجبال بي اختيار ياد خيابان آرام سينماتوغراف جارلي جابلين  از مطربان و طنازان ممالك اجنبیه كثرالله  امثالهم افتاديم.

---------------------------------------------

 

الحمدالله والمنه في الحال كه ليل و يوم مشغول استغناي اورانيوم از كانيهاي گرانبهاي محروسه خودمان هستيم و به حول و قوه ي الهي همين روزها يك فقره موشك قائم به فضا هم ابتياع كرده و مقادير متنابهي اورانيوم مستغني شده و آغشته به اتم بر سر آن خواهيم ماليد و حوالت سرزمين صهاينه مي كنيم به وقت مقتضي.  تا به طرز لازم به ايشان تفهيم كنيم كه اگر  به شباب كشي نسل پالسطين و شيعه مرتضي علي در لبنان باز مبادرت كند اين موشك را به قاعده سه گز در سه گز به خاك غصبي شان تزريق خواهيم نمود.في الحال كه مشغول تحرير اين راپورت بوديم خبر رسيد رئيس الوزرا صاحب هاله ي نور به قاعده سه گز در سه گز به حريمش مخالفان خود را بزغاله ناميدند كه از چهار پايان ورجه وورجه كن است علي القاعده به صرافت در يافتيم چرا مثل بز از جبال بالا مي رويم هكذا چون مخالف ايشانيم .

-----------------------------------------

يكي از قراء ما با تعمد و يا لا تعمد فتوغرافي از طريق ملعبه ي بيل گيتس و به طرز ايميلي و مشكوك براي ما چاپار نموده و سعي كرده است به طرق مختلف به ما تزريق  كند اين فتوغراف مربوط به ليلا اسفندياري است كه كوله ي بزرگ جبال خود را بسته است و از شارع كويشان  نيت نانگاباربات كرده است ليك هر چه تفحص نموديم ادله ي كافي و وافي در جهت اثبات قضيه نيافتيم لهذا فتوغراف را به تماشا مي گذاريم تا قراء ما خود به مقام قضا در آيند الله اعلم.

فتوغراف مجعول منسوب به لیلا اسفندیاری

...................................................

في الحال  كه داشتيم روزنامه جات را در ملعبه ي بيل گيتس تورق مي كرديم چشممان به راپورتي از ضعيفه اي اتول ران مسما به لاله صدیق كثرالله امثالهم افتاد رويت كرديم درمسابقه اتول راني به طرززيبا و موثق به تقلب رفته است و رجل مشاركت جو را پيچانده و دو د ر كرده است كه اين تقلب را دوپينگ اتولي ذكر كرده و براي سنه ي آتي مشار اليه را از رانش اتول معزول كرده اند و وجه تشابه اسم لاله صدیق با لاله کشاورز بی محابا مخیله مان را به این سو سوق داد نکند لاله کشاورز هم در صعود به جبال اورست نعوذبالله دوپینگ کرده باشد هر چه نکنی طبیب است و با اقسام دواجات ممارست و آشنایی دارد که از این جنس دو پا ی مونث هر چه گویی بر می آید یکیش را چاکر خود در اندرونی داشته و چاکریش را می کنیم .

با عنايت به اين راپورت و يحتمل تقلب آتي ساير نسوان و نهادينه شدن اين فرهنگ نزد ساير ضعيفه ها از فدراسيون جبال درخواست عاجل داريم قبل از عزيمت ليلا به نانگاباربات كوله ي جبال وي را با توجه به حجم فوق تفحص کامل كرده مبادا مقادير متنابهي نان بربري جهت دوبينگ محمول خود كنند و موجبات هزيمت و سر شكستگي محروسه خودمان شود.

 

ختم کلام

خسته شدیم از این جبال نگاری و وبلاغ به گمانمان به استراحت نیاز داریم تا چه پیش آید اگر لازم باشد درش را هم گل خواهیم گرفت .

رجاء واثق داریم دلمان برای حرافی های خودمان تنگ شود .کسی هم نیست مارا جبالی ببرد دلمان فراخ شود حالا کسی باشد یکی نیست بگوید آخر چلاق با این زانوها کدام گوری می خواهی بروی!

زياده جسارت است

ايام به كام

|+| نوشته شده توسط فرشيد در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386  |
 
 
بالا