توضيح :نويسنده كامنت از جنس مذكر است و چون اختصاصي كامنت داده از ذكر نام ايشان معذورم مگر خودشان مجوز انتشار نام دهند بخوانيد:
سلام. طبق معمول هنگام خوندن این پست هم مقدار متنابهی خندیدم. اما در همین ضمن دلم هم گرفت. دلم گرفت از این وضعیتی که برای زنان و دختران جامعه مان ایجاد کردیم. از این که دخترانمان باید بجنگند تا خودشان را اثبات کنند. از اینکه در نگاه جامعه مردسالار ما هر حرکت و عملی نوعی دلبری و تلاش برای پیدا کردن شوهر تلقی میشود. از اینکه دختری که "شوهر نکند" محکوم است به تحمل کلماتی چون ترشیدن و در خانه ماندن و و برداشت هایی همچون "عیب داشتن" و نگاه سنگین افراد دور و بر. از اینکه نیازها و علائق طبیعی یک دختر (میل به زیبا بودن، خرید کردن، شور و شوق جوانی داشتن و چیز هایی مشابه که مختص به زنان سرزمین خاصی هم نیست) را با نیش و کنایه و تمسخر سرکوب میکنیم، اما در عین حال از همین معیار ها برای ارزش گذاری بر روی دختران سرزمین مان استفاده میکنیم.
دختری که در هر زمینه ای از مردان برتر شود (ورزش، علم، ماجراجویی، موفقیت شغلی و ...) در بهترین حالت کسی است که "اشتباهاً دختر شده"!! یعنی نه تنها این موفقیت ها مخصوص مردان است، که این نوع دختران هم حتماً نقص دارند..
دوست نادیدهء من! مگر سیاست مداران ما چه شرایطی برای رشد دخترانمان ایجاد کرده اند که حالا بابت چرخیدن در خانه و غروب ها به بوتیک رفتن ( که باز به نظرم هیچ چیزی را اثبات نمیکند) باید تحقیر شوند؟
فرشید عزیز! عصبانی هستم. از نظر مرد ایرانی، زن خوب کسی است که هم کتاب خوان باشد، هم از هنر سرش بشود، هم ورزشکار باشد، هم خوشگل و تو دل برو باشد، در عین حال اهل خرید هم نباشد و دائم جلوی میز آرایش نچرخد (وه! چه تناقضی)، هم بیرون از خانه کار کند، هم آشپز خوبی باشد، هم پرستار خوبی باشد، هم مطیع شوهر باشد، گاهی سرزنده و شوخ باشد و گاهی سر به زیر.
من عصبانی هستم. اما تو از من دلگیر نباش. تو قطعاً مخاطب همهء دلخوریهای من نیستی. به این چیز ها اعتقاد نداری و از برای خنداندن ملت این ها را نوشته ای. اما همیشه و همه جا ذهن های مریض وجود دارد. به گمانم حتی پرداختن به این مسائل از روی طنز، اثر منفی خود را بر روی اذهان بیمار جامعه ما خواهد گذاشت.
مستدام باشید ...

