تبليغاتX
طنز كوه
طنز نوشته ای بر کوهنوردی
 
 

- چطوری میخوای حال منو بگیری؟

- خواهیم دید !!

...

این نتیجه کری خوندنه واسه من!!!

|+| نوشته شده توسط فرشيد در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
 اهداف و وظایف منزل!

چند روز پيشتر منزل نشسته بوديم و ضعيفه خوان طعام گسترده بود .نان و ماستي بودو پياله دوغي! خاكي زيستن ما از سر نداري نيست ها! نعوذ بالله!!! كه از صدقه سري دولت فخيمه گاه حتي پياله نفتي هم سر سفره مي گذاريم وقاتق نانمان مي كنيم! حكما همه اين وجاهت نفس كه به خرج مي دهيم از همان مرام خاكي بودنمان نشات مي گيردو بس. عجالتا هنوز نان بدستمان بود كه تلفن زنگ زد.والده بود امانمان را بريده وقت و بي وقت زنگ مي زند مارا به حضور مي خواهد .اهل سياست است ديگر ما را هم قابل مي داند توي اين امور!!! اينست كه مشورتي گاه و بي گاه.فرمودند فرشيد آب دستت هست بگذار و زود بيا اينجا عرض كرديم خير والده نان دستمان است! فرمودند اوكي فلسفه ي نان توفير داد نان را بخور و خوب هم بخور كه اين روزها نان نايابست و هر جا ناني گير آوردي تا تمام نخوردي از جاي بر نخيزترجيحا به نرخ روزهم  بخور!!! عرض كرديم چشم خدمت مي رسيم فرمودند نمي خواهد به نانت برس تلفني عرض مي كنيم .في المجلس فرمودند  خاك بر سرت !عرض كرديم اي بابا والده شما هم شديد ... حالا او كه هفت پشت غريبه است بارمان كند خيالي نيست اما شما والده ي مائيد و  ما هم از پوست و گوشت خودتان شما ديگر چرا؟ فرمودند به جهت بي عرضه گي ات خير سرت كارشناس سيستم و روش هستي و فقط زرو ورش را براي ما داري كه با اين و آن مي نشيني و  بر مي خيزي. گفتيم اي بابا والده بيشتر توضيح بده بفهميم مطلب را. فرمودند نخواندي اين پست کوهنوشت را در خصوص اهداف و و ظايف فدارسيون  و آن نقد عزیزالهی را؟عرض كرديم چرا خوانديم فرمودند از عزيزالهي ياد بگير تو هيچ چيز ادعا ندارد اما وقتي مي نويسد و قرار است بنويسد بلد است دو كلمه حرف حساب بزند لا كردار تو همه چيز يه اطلاعاتي دارد اما توي خنگ چي؟ حالا خوب است  رشته ي كاريت اينست و گرنه...عرض كرديم اي بابا والده ما فكر مي كرديم شما  فقط كوهنوردي و اهل سياست نمي دانستيم اطلاعات مديريت هم داري! فرمودند پا شو و به جاي اين لاتا الات چيزي بنويس نقدي بزن كه اينان يا خودشان عبدالله اند يا امت را عبدالله گير آوردند. عرض كرديم اي بابا اين كلمه را نفرمائيد اين دوست ما همين عزيزالهي را عرض مي كنيم نامشان عبدالله است  به خودشان مي گيرند ميانه دوستي شكر آب مي شود. فرمودند اوكي د تس گود!!!.عرض كرديم مي فرموديد گفتند هيچ چهارتا پروژه نوشته اند به عنوان اهداف سازماني به خلق الله قالب كردند و يكسال زمان گذاشته اند كه مثلا يك بانك اطلاعاتي بنويسند اين همه نرم افزار آماده در بازار و مگر چند تا كوهنورد و مربي و پيشكسوت داريم كه بانك اطلاعاتي ايشان را مي خواهند بنويسند كافي است يك فرمي طراحي و در سايت فدراسيون بگذارند و فراخوان دهند كه افراد اين فرمها را تكميل كنند و بعد بررسي اطلاعات و سوابق آنها را انجام دهند و  آنرا در سايت در اختيار همه قرار دهند تازه اين وبلاگها خودشان كلي بانك اطلاعاتي هستند لينك وبلاگها و گروههاي كوهنوردي و غيره را هم دارند اين كه ديگر اين همه دك و پز نمي خواهد و اين همه كميته و تشكيلات و به قول اين دوستت صنارجيگرك سفره ي قلمكار نمي خواهد !!!ديگر دادن يك راه كار تحت عنوان ارائه ي راهكارهاي مناسب در راستاي تكريم و تقدير از مقام شامخ پيشكسوتان شد اهداف سازماني؟ ماي بيسواد فكر مي كرديم اين يك فعاليت در راستاي اهداف سازماني است!!!و يا سركشي و عيادت و بانك اطلاعاتي پيشكسوتان ... عرض كرديم خب نان داني است ديگر والده جان  به هر حال زندگي خرج دارد. فرمودند من نمي دانم همين الان مي نشيني و يك اهداف و و ظايف اساسي براي منزل ما مي نويسي  و پس از آن پروژه هايي در جهت نيل به اهداف سازمانيمان تعريف مي كني. عرض كرديم آخه... فرمودند همين كه گفتم فردا مياري كه ببينم و گوشي را قطع كردند و ما هم به ناچار ديديم امر امر والده است نشستيم و نوشتيم به قرار زير

 

"سازمان خانواده والده" با اهداف و وظايف زير ايجاد مي شود

هدف :ساماندهي بنيان خانواده و ارتقا جايگاه آن در جامعه و  تعليم و تربيت فرزندان  با رويكرد افزايش بهره وري

وظايف اساسي:

طراحي ساختار تشكيلاتي متناسب با اهداف سازمان

طراحي مدلهاي آموزشي و انگيزشي با انجام مطالعات تطبيقي

ساماندهي امور منزل با هدف ارتقا بهره وري

اصلاح روشها و فرايند هاي انجام كا رو...

.

.

.

پروژه  هاي زير در جهت نيل به اهداف و وظايف فوق تعريف مي شود

همشيره رئيس كميته ي پله پيمايي و نظافت پله ها

-ايجاد بانك اطلاعاتي ابزار و ادوات نظافت

-بازنگري در دستورالعملهاي چگونگي نظافت

-تلاش در جهت برق انداختن پله ها در اسرع وقت

-همكاري و ارتباط تنگاتنگ با نظافتچيهاي محله و شهرداري ها

-طراحي مدلهاي پيشرفته سيستم بهداشتي و ارتقا آن با بهره گيري از مدل توالتهاي فرنگي

-اصلاح روشهاي پخت و پز در آشپزخانه با بهره گيري از كتابهاي آموزش آشپزي و انجام مطالعات تطبيقي

اخوي بزرگ رئيس كميته صعودها ي پشت بامي

-احداث يك فقره سله ي كفتر در پشت بام

-ايجاد بانك اطلاعاتي كفتر بازان محله

-طراحي مدل چشم چراني تو منزل همسايه ها از طريق پشت بام

-بكار گيري ابزار و اداوت پيشرفته در جهت زاغ سياه خلق الله رو چوب زدن اين ابزار ادوات شامل دوربين چشمي ، دور بين عكاسي، تلسكوپ،  ميكروسكوپ و پريسكوپ وغیره خواهد بود

-مميزي دختر هاي همسايه و ارتقا سطح زيبابي آنها متناسب با استانداردهاي جهاني  با الگو برداري از جنيفر لوپز و نيكول كيدمن

اخوي كوچكتر رئيس كميته ي روابط عمومي

-برقراري ارتباط با همه از طريق چت، ايميل با هدف مخ زني

 -چاپ و نشر سي دي ها سانسور نشده با هدف ارتقا سطح فرهنگي

 - خبر بردن و آوردن و دو بهم زني ميان اعضا خانواده

-بهينه سازي روشهاي نقل و انتقال اخبار و زيراب زني

-چغولي كردن از يكديدگر نزد والده با هدف ارتقا جايگاه اطلاع رساني

-ساماندهي و بايگاني فيلمهاي بلوتوسي ،عكس و غيره

-فضولي كردن در كار همه

خودم رئيس كميته ي پيشكسوتان

-تهيه ي بانك اطلاعاتي پيرزنان و پير مردان محله

-عيادت از بيماران و سرمازده ها وز يارت اهل قبور فوت شده ها و يخ زده گان در كوهستان و گوشه کنار خیابان محله مان

-ارائه راهكار متناسب  در راستاي تكريم مقام شامخ پيشسكوتاني كه با ما همفكر ند! باقي گور باباشون صلوات

ضمنا اقدس الملوك پيرزن حراف محله را به عنوان نايب رئيس والده بر مي گزينيم

 

 

|+| نوشته شده توسط فرشيد در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 در محضر شيخ فرشيد فليترينغ

 

نقل است كه شيخ فرشيد در زاويه نشسته بود و ملعبه ي بيل گيتس بسته بود و چرتكه به پيش نهاده بود و حساب را رتق و امور را فتق مي نمود و گاه انگشت سبابه تا بيخ به بيني برده و تفكر همي مي نمود و تعمق همي تر. پس مريدان به سراي شدند و سلام عرضه داشتند و گفتند يا شيخ  كنون از چه ملعبه ي بيل گيتس وانهادي و لپ تاپ به كنار نهادي و چرتكه گسترانيدي و نه مخ جي افان مي زني وچنین خموشی ليك خموشي شيخ ما زچيست؟ شيخ گفت كنون خموش! كه ما مخ هيچ دختركي نزنيم بل استفتائات آنان را در ملعبه بيل گيتس پاسخ مي دهيم و از حدوث قليله و كثيره فتوا مي دهيم و وقت نماز عيان مي كنيم و ايشان را به جماعت كه خير مسلمين بر جماعتين است سفارش مي كنيم  و بدانيد كنون وبلاغمان فيلتر شده وبعض مريدان از اندرزهاي شيخ بي نصيب مانده اند و نيز بعض سرورها جواب نمي دهند.

 مريدان گفتند اي شيخ ما نيز آگهيم آمديم تا بدانيم فتواي شيخ ما چيست كه اینگونه  خموش نشسته ايد و معاندان اسب چموش زين كرده اند ونيت هزيمت شيخ كرده اند و شمشير عداوت  بسته اند و به قتل شیخ  كمر بسته اند.  شيخ فرشيد بفرمود  به قول ساجده ،ها دانيم! بيزينس مي كنيم اي مريدان كه برويد فكر نان كنيد كه خربزه آب است و  مي دانيد بيزنس چيست؟ مريدان گفتند خير يا شيخ پس با ما از بيزنس بگو:

و شيخ گفت بيزنس همان است  كه از هر آنچه  سود در آن نهفته است بهره نيكو بريد و تور بياندازيد واز آب گل آلود  ماهي گيريد و بدانيد بهترين انتفاع آنست كه ز مايملك غير بهره  بريد و بدانيد كه اين حنيف ابن محمود بن شعاع نيز كه فتوغرافچي ددي خود هستند از بهر بيزنس آنجا يند ورنه هيچ گربه اي محض رضاي خدا موش نگيرد و كنون شيخ به بيزننس خيار شده است و خيار نيكو ميوه اي است براي خلق كه هر كه خيار بخورد عاقبت بخير شود و بدانيد سياست در اين ملك از آبدوغ و خيار تشكيل شده است و تصميمات دولت در معيشت مردم بر سبيل   آبدوغ خياري است و بدانيد همين امور است كه مصرف خيار زياد نموده پس ما به بيزنس خيار شديم.

و گفتند اي شيخ با ما از فيلترينغ بگو :شيخ فرشيد گفت همانا فيلتر چيزي است كه گند زدايي مي كند و بوي نا مطبوع مي زدايد و چون وبلاغ شيخ گند زعما بر ملا مي كرد و بوي نا مطبوع آن بر رعيت عيان  می نمود فيلتري بر آن نصب نمودند تا گند كاريها رو بپوشانند پس آگاه باشید زعما از براي اينكه مشام جبال نوردان از بوي گند آنان آزرده نشود بر در وبلاغ فيلتر نصب نمودند تا هم صدا و هم بوي تلنگ ایشان بر خلق نمودار نگردد كنون بگذاريد و بگذريد!

مريدان گفتند اي شيخ چرا حسين رضايي هيچ پيغام نداد و او كه پيغامبر  خورو خواب و گرمابه و  دبليو سي و همه چيزجبال نوردان  در جبال  بود  از فيلم كي دو و سه و چهار و پنج و انرژي هسته اي پيغام مي داد هيچ نگفت و اين مقام شيخ را نشايد! گفت بدانيد اين كلام از استاد! خود داشتم كه گفت هان اي فرشيد بدان هر آنجا مي خوري همانجا قضاي حاجت نكن پس روا نباشد آنكه از طعام فدارسيون نمك گير است و مواجب گير آن خبر از وبلاغي دهد كه نيش بر ريش زعما مي زند و اين خوشايند نيست و شيخ فرشيدي كه هر  آيينه بي پروا حرف مي زند مغضوب است  و بدانيد او اول بار بود شیخ شمارا  بي هويت خواند واز آن روز كه به حاج مهدي داور پور گير داديم بر ما بيش تاخت و بي هويتمان کرد و كنون بدانيد كه باز محفل دوستان گرم شدو سفره خدمت! خودماني گسترانيده شد و داورپور   به فدارسيون شد پس حسين را بگوييد

داور پور گم گشته باز آمد به فدراسيون خوش باش

فدراسيون احزان شد گلستان اين روز ها برو خوش باش(با قدري تصرف)

مريدان گفتند اي شيخ دانيد كه شيخ محمود بر اريكه ي فدارسيون تكيه زد و پيش بيني شيخ از براي انتخاب وي به وقوع پيوست پس با ما از اين انتخابات بگو:

 و گفت دانيد كه انتخابات نزد منورالفكران بر گزار گرديد و با شفافيت كامل !و عكس زير

اسناد آنست

رای گیری با حضور منورالفکران بر گزارگردید! به چهار نفر وسط عکس توجه کنید

 وديگر اينكه اين شيخ محمود آنقدر محبوب است كه رقباي وي هم به ایشان راي دادند چرا كه از 41 راي 38 راي موافق اخذ نمود و معلوم شد رقبا هم مي خواستند وي انتخاب شود و براي پزيشن انتخابات كانديد شده بودند تا دموغراسي ترويج دهند!!! و تو مي داني كه ما در اين ملك چه اندازه به ملعبه ي دموغراسي  مي خنديم و رعيت به نزديك انتخابات چه اندازه بازيچه ي عروسك گردانان دموغراسي مي شوند.

اي شيخ كنون از انتخابات و فداراسيون گفتيد  پس با ما از سياست و قدرت بگو

و شيخ گفت بهترين تمثيل در سياست و قدرت فتو غراف  زير بر گرفته از وبلاغ عباس جعفري است(آزاد کوه)

اسبان سیاست!!!

و نظاره كنيد كه در اين ملك شش اسب مي بينيد كه مي زيند و كنون دو اسب وسط بنگرید كه مشغول خوردنند و نيكو علف مي خورند و دو اسب جلو خورده اند و فربه شده اند و مي روند تا به جاي ديگر جايي يابند و باز بخورند و مريدي گفت اي شيخ دو اسب آخر چه؟ و فرمود نظاره كنيد كه به انتظار ايستاده اند تا دو اسب وسط بخورند و بروند تا آنها به سفره شوند و بدانيد قدرت و سياست در اين ملك چنين است كه عده اي به خوردن و چرا از جيب بيت المال مشغولند و  نيكو بالا و پايين بيت المال چريده اند و عده اي منتظرند تا خورندگان از خوردن فارغ شوند تا بر جاي ايشان نشينند.و آنان كه سير خورده اند آرام و خرامان و بي دغدغه مي روند بل به چرا گاه ديگري رسند حفظهم الله.

اي شيخ و مي دانيد ضعيفه النساءعلي آبادي گفته است اگر در اين پست ابقا شوم چنين و چنان كنم اي شيخ آيا وي  ابقا خواهد شد؟

شيخ گفت اي مريدان چه اندازه ساده دليد و بدانيد امروزه عزل و نصب ها همه بر سبيل سياست و تامين منافع است و بايد ديد چه كس منافع ما را تامين مي كند تا به پست گزيدنش و اين همان بيزنس است كه شيخ در نظام اداري نيكو دوست مي دارد ، پس علي آبادي سيستر رئيس سازمان را با ديگري در كفه ترازو ريزند هر كه بيشتر بيارزد! آن رئيس است. ليك به ايشان بگوييد گاهي بد نيست از سراي گرم و نرم بيرون آيد و به جبال از دور نگاهي بياندازد تا نگويند هيچ جبال نورد نيست  و اين از تصوير فربه ايشان مبرهن است

 

اينكه فرموده اند بانوان دچار حادثه در جبال نشده اند مزاح است و معلوم است هیچ به جبال نشده اندو فربهي با ورزشكاري در تضاد است و بدانيد هر آن از رجل در جبال دچار آسيب مي شوند از صدقه سري نسوان! است كه با شوي خود به ستيز پرداخته و شوي از بهر رهايي به جبال شده و خود را  مي آويزد پس  هر بلايي سر رجال آيد زير سر اين نسوانست كه خدايشان به شويشان برد بل از جبال دست بشويند انشالله.اما کو شوی!!!

كنون بر خيزيد و برويد تا اين شيخ بيزنس خيار كند و هر آن باز وبلاغ ما فيلتر بود بر ما خبر آريد تا ملعبه مان را جاي دگر گسترانيم

|+| نوشته شده توسط فرشيد در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 چرا ننوشتم
سلام به دوستان گرامی شاید این توضیح که در پاسخ ایمیل استاد عزیز رامین شجاعی داده ام بخشی از وقفه نوشتاری منو روشن کنه
 
سلام استاد گرامی
امیدوارم خوب باشید
ممنون از ایمیل باور بفرمائید علی الرغم چیزی که در انتهای پست اخیرم به اون اشاره کردم هنوز میل بودن میون دوستان رو دارم لا اقلش اینکه با نوشتن بخشی از نیاز خودم رو ارضا می کنم و منتی سر خواننده گانی که به من لطف دارند نیست درسته که پرداخت مدام به نوشتن یک خستگی به همراه خواهد داشت و خاصه بدون اینکه بخوام بازار گرمی کنم پرداختن به طنز  نیاز به فکر بیشتر و بعضا خلاقیت داشته و چند سبک نگاری انرزی زیادی رو از نویسنده هزینه می کنه.اما اینها خسته ام نکرد بلکه بعضی نا مهربانیها و این آخری فیلتر شدن وبلاگ بیش از همه دلم را به درد آورد آرزو می کنم اشتباهی شده باشه و موجب این برداشت نشه که دست اندر کاران این سیتم تحمل شنیدن هیچ چیز رو ندارند.خوشبختانه یا بد بختانه ابراز خستگی من مقارن شد با این فیلترینگ امیدوارم این برداشت نشه که همه ی اینها یک کار از پیش تعریف شده بوده اما این وضعیت و دلتنگی دست داده از این فیلترینگ بسیار حوصله نوشتن رواز من گرفت گمانم باید به توصیه شما گوش کنم مدتی استراحت.آخرالامر فرموده بودید مواظب خودم باشم به گمانم این کلام که چیزی جدید از شما بود در ایمیلتان هشداری بر مشکلات احتمالی بوده به هر حال امیدوارم در آینده باز در خدمت شما باشم
ایام به کامتان شاد و مسرور باشید
 
ارادتمند فرشید
 
و اما
بعضی از سرورها ارتباط با وبلاگ رو با مشکل مواجه کردند بالشخصه خودم به هیچ وجه دسترسی ندارم و صرفا از طریق بلاگفا می تونم به مدیریت وبلاگ دسترسی داشته باشم فلذا دوستانی که محبت کردند و کامنت گذاشتند فقط تونستم مشاهده کنم و پاسخی نتونستم ارسال کنم جز این طریق که از محبت همه ممنونم.
این مدت هم کلی سوژه بود و ما نتونستیم بنویسیم از این بابت دلم می سوزه به هر حال اگر مشکل بر طرف شد که هیچ در غیر اینصورت مجبورم با آدرسی دیگر بنویسم علی ایحال تا آخر هفته تصمیم خواهم گرفت ولی در هفته آینده حتما خواهم نوشت.
ایام به کام شاد باشید
 
|+| نوشته شده توسط فرشيد در سه شنبه سیزدهم آذر 1386  |
 
 
بالا