تبليغاتX
طنز كوه
طنز نوشته ای بر کوهنوردی
 در محضر شیخ فرشید!!!

 سلام

این پست  رو  نوشتم بر گشتم دیدم طولانی شده فلذا مجبور شدم دو سه قسمت کنم که قسمت اول امروز و باقیش انشالله در پستهای بعدی...

 

نقل است كه روزي شيخ فرشيد در زاويه نشسته بود و ملعبه بيل گيتس راست نموده بود و وبلاغ تورق مي نمود و بر هر آنكه نيكو مطلبي مي يا فت هامشي در غامنتينگ آن درج مي نمود و از اين حيث هي كيف مي نمود و حض بصر مي برد و سود ثمر.گاه تبسمي مي نمود و گاه تآخمي(تآخم بر وزن تبسم و از كلمات من در آوردي براي جور در آمدن قافيه)كه مريدان بر وي نازل شدند و گفتند كنون يا شيخ طاعات صيام بر شما قبول كه نيك دانيم چه اندازه نيمه شبها به نماز مي ايستيد و يخ حوض مي شكنيد از براي غسل مستحبي و تا همسايگان را از طعام سير نكنيد خود به سحري نشويد و مي دانيم هميشه سحر را سير نمي خوريد!كه اين از كرامات شيخ ما در قمر صيام است.پس شيخ نيكو تبسمي تا بنا گوش نمود گفت نگوييد كه ريا مي شود هر چند ريا در اعمال نيكو، نيكو عملي است و مريدي را گفت اين شبها تا به نزديك سحر وقت بسيار است و چون از عبادات فارغ ميشويم وقت زياد مي آيد و چون دين از سياست جدا نبودمي و بر ما فرض است از اخبار ديار خاج پرستان مطلع باشيم يك چندي است اين ديش قمر مصنوعي ما به قائده نيست  و ال. ان. بي در جهت نيكو راست نيست و مولتي ويژن نويز دارد و تو مي داني امشب شب يكشنبه است در مملكت خاج پرستان و شب يكشنبه بسان شب جمعه ماست در آن ديار و شب عبادات است و كشيدن انتظار فرج و بدان فرج نيكو چيزي است كه مي بايد مسلمين به نظاره نشينند.پس امشب به نحو مقتضي ال. ان. بي .ما را راست كن تا بر ديار كفر افتد و اخبار ببينيم و بشنويم كه فتوا جز به آگهي از تمامي امور نيكو ميسور نشود.پس مريد گفت امر شيخ مطاع.

مريدي بگفت اي شيخ يك چندي است تحليل وبلاغ نمي نگاريد؟ و شيخ بگفتا كنون سهم مارا به حساب نريخته اند و نيك مي دانيد كه امورات شيخ و مسلمين از همين وجوهات تامين مي گردد پس فاريابي را بگوييد سهم ما را بحسا ب ريزد كه تحليل وبلاغش آماده است ورنه سرود كوهستا نش را دروغ كوهستان خوانيم و كلي كيف خواهيم نمود و اگر حساب شيخ لحاظ دارد چنان تمجيدش كنيم كه خود به غايت كيف كند.

پس مريدي گفت اي شيخ كنون در هامش رساله خود طنز ه الجبال (طنز كوه)نوشته ايد "كوه براي من فقط مي تواند بهانه اي باشد براي بسياري از حرفهاي ناگفته ام"پس با ما از جبال بگو.

شيخ گفت: و كنون بدانيد جبال  مجموعه اي از برآمدگيهاي زمين است كه لذت بسيار دارد و من هميشه از برآمدگيها نيكو فيض مي برم و دوست دارم هر قله به نيكي در نوردم و علم  فتح بر هر كدام راست كنم كه خير دنيا و آخرت در همين جبال است و بس. كه جبال را براي جمال! دوست مي دارم .

پس مريدي گفت اي شيخ با ما از انتخابات فدراسيون بگو

 و شيخ گفت نيكو مضحكه اي است  انتخابات در اين ديار و تو داني كه مردم در انتخابات بسان خلقت خود، در جبر خود آزادند و چون ايشان (مسئولان نظام )خليفه الله و نظر كرده و  خداوند اين ديار!  در خدايي خود چه اندازه كه فتوا ندارند پس شما در انتخابات اين ملك در جبر خود آزاديد و به هر آنكه خواهيد راي دهيد پس مريدي گفت اي شيخ چيست اين آزادي در جبر؟ و گفت و آن نظارت استصوابي است  كه عده اي به جبر بر تو تحميل كنندو تو را گويند از اين بين هر كدام خواهي انتخاب كن كه كنون به انتخاب كردن آزاد تريني و اين آزادي به قول رئيس الوزرا اگر نه بي نظير كه كم نظير است!!! و چون گفتيم بي نظير ! ياد بي نظير بوتو افتاديم كه بعد چندي تمثالي در تبعيد از ايشان ديديم و دانستيم آبي به زير پوست دوانيده و يك پرده بيشتر گوشت  گرفته است و همچين بفهمي نفهمي آب و گلي بهم زده است كه ما دعا مي كنيم ايشان هم رئيس جمهور باكستان شود تا نگويند اين شيخ فمنيست نيست وليك مي گوييم فتواي ما انتخاب شيخ محمود شعاعي است كه كنون هر چه محمود است بر اريكه اي چنبره زده همچون محمود احمدي نژاد رئيس الوزرا و محمود عباس رئيس دولت خود گردان  و همه از نظاميان ملكند. فلذا الان دور دور محمودان است و آن پنج تن سياه لشگر كه اينكه از اقبال بلند محمود آنست كه وي هر آنچه ديگران در قبل كشتند(كاشتن)ايشان در همين اندك نيكو درويد و حسين رضايي نيكو تبليغاتي براي وي كرد و سهم خود بگرفت و پستي جديد ستاند كه كاسه جايي رود كه قدح باز گردد و  ايشان را به جابان سرزمين آفتاب برد و فوجي صعود نمود تا پوز اين عزيزالهي را زند كه گفته بود تا پشت بام فدارسيون نتوان رفت و  آن پنج تن از براي دكور و پز انتخابات آزاد اين فدريشن جبال  است.

 مريدي گفت اي شيخ فدريشن چيست؟ و شيخ گفت اي ابله همان فدارسيون به انگريزي است تا خوانندگان و مريدان بدانند كه شيخ به تمامي امور آگه و دانا و هوشيار است چه رسد به لسانهاي زنده ي تمامي بلاد!!!

مريدي گفت اي شيخ تمثالي جديد از رضايي ديدم بعد آنكه پست جديد گرفت و مقايسه نمودم با تمثال دو سالگي وبلاغ جبال نوشتش كه موي بلند داشت و شارب همي و محاسن همي تر!  ليك كنون موي كوتاه كرده و هر آنچه از شارب و محاسن بوده از دم تيغي نيكو كه گويي ژيلت مچ تيري بوده گذارنده فلسفه چيست ؟گفت اي بوجهل! بدان هر پست و مقامي تريپ خاص خود دارد و آن تريپ قبلي تريپي فرهيختگي بود و اين يكي تريپ رياست و تو بدان بعد  چند سالي ايشان چو خواهند كانديداي رياست فدريشن شوند ته محاسني خواهند گذارد و نماز را به هنگام خواهند خواند كه در اين ديار نان به غير اين نتوان خورد و ليك كنون شات آپ! تا ما ادامه مبحث انتخابات بر مريدان گوييم.

و شيخ ادامه داد اي مريدان كنون دانيد دسته لك لك ها چيست در امور انتخابات؟مريدان گفتند خير يا شيخ. پس شيخ فرشيد گفت و اين كلام از استاد خود شيخ عباث!جعفري كثرالله امثالهم دارم و نيكو پندي است كه روزي در مجلس وعظ گفت اي فرشيد داني دسته لك لك ها چگونه اند و چگونه مي زيند ؟گفتم خير يا معلمنا . كنون تلميذون مي!!!(تركيبي از عربي و انگليسي) و گفت آنان دسته اي از طيور هستند كه به مسيري از قبل مشخص به شكل هفت به پرواز در مي آيند و هيچ شكل حركت تغيير نمي كند و فقط گاهي جاهاي خود را با هم عوض مي كنند پس بدان در اين ديار ساختار همانست فقط مهره ها عوض مي شوند و بدين طريق ما ره به جايي نمي بريم و اين پازل از قبل ترسيم شده است فقط تفاوت در آنست كدامين قطعه را اول در جاي خود بگذاري

پس اي مريدان شيخ فرشيد نيز آرزومند است كه اين محمود بسان آن محمود همه جا ملوث

نكند و جبال را نيكو كند كه هميشه زيباييها در بر آمده گيهاي نيكو نهفته است پس جبال را

غنيمت شماريد و از انتقاد دست بر نداريد و محمود را گوييد اگر راست نباشد با اين قلم

راستش خواهيم كرد.

مريدي گفت اي شيخ به وبلاغ تهران الجبال شده بودم و ديدم عزيزالهي پستي زده و در

خصوص مبال همراه!و....

کنون خاموش ای مریدان که وقت نافله یومیه ی منست  پس بر خیزید و فردا روزی باز گردید.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط فرشيد در شنبه بیست و هشتم مهر 1386  |
 عکسهای طنز کوهی!
این روزها گرفتاری من هم زیاد شده دو سه تا از دوستان در جریان هستند حالا چون طنز می نویسیم چیزی نمی گم که خاطر شما مکدر نشه.امیدوارم حل بشه

دوم چند سوژه در ذهنم هست اما دست و دل به نوشتن نمی ره هر چند نسبت به اینجا یک تعهد نانوشته دارم اما خب نمی شه که چیزی هم ننوشت به روز نکرد  لذا دیدم بی دردسر تر گذاشتن چند تا عکسه با تحلیهای فرشیدی!!!

 

 

کوهنوردی اینجوریش خوبه خصوصا که کوله و بارهاتو خانمت بیاره آی حال می ده!!!

عکس فوق منسوب به زوج دوچرخه سوار ایرانی است (بعدا تکذیب شد)بالاخره وسیله نقلیه مهمتر از زن آدمه !!!آدم بی وسیله بمونه نمی شه کاریش کرد اما زن رو میشه دوباره گرفت!!!مراقب وسیله ی نقلیه خود باشید.

ژاپن،سد خندان،فوجي،پشت بوم فدراسيون يه نفر......آقا فوجي بيا بالا!!!

بعضی از زنهارو اگر خوب مراقبت نکنید جنبش فمنیستی راه می اندازند در حفظ و حراست انها بکوشید!

به کلینک دندان پزشکی یکی از بانوان فاتح اورست خوش آمدید.ما دهان و دندان شمارو با آخریم متد نظافت می کنیم(سرویس رایگان)

حاج آقااولی: گوشتو بیار! به نظر شما این لاریجانی که می گه انرژی هسته ای حق مسلم ماست منظورش... کدوم انرژی ؟کدوم هسته هست؟

حاج آقا دومی:والله نمی دونم اما از قرائن بر میاد که در حال غنی سازی هست!

در جهت کوبیدن مشت محکم به دهان یاوه گویان شرق و غرب و کسانی که مارو فمنیست نمی دانند چنانچه ایشان کاندیدای ریاست فدراسیون کوه شوند من حتما به ایشان رای می دهم

فتبارک الله احسن الخالقین

انتخاب ما نیکول کیدمن

 

عکسها کف رفته شده چند تا از اونها از وبلاگ tazinوباقيش رو خاطرم نيست

عكس رضايي و شعاعي رو هم از وبلاگ خودش كف رفتم(كوهنوشت)

|+| نوشته شده توسط فرشيد در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386  |
 کاندیداتوری فرشید خان!

آقا صبر كنيد نبنديد اين ليست كانديداتوري فدراسيون رو ما هم قراره كانديد شويم ديدیم بعضي از جمله برادر شعاعي تريپ گذاشتند آخرين لحظه ثبت نام كردند حالا ما تريپ تر گذاشتيم مي خواهيم كانديد شويم ديشب منزل نشسته بوديم كه يكهو عيال گفت مهندس فرشيد چرا شما كانديد نمي شويد گفتم مشغول شغل مهندسي هستم دارلينگ (اين كلمه اش خارجي بود ها)گفت ولي مهندس! بشو منم ديدم خب مهندسم گفتم چشم هر چي شما بفرمائيد گفت مرسي مهندس صد دفعه گفتیم به ایشان این مهندسی مارا هی تکرار نکن ما خادمی بیش نیستیم درسته که مهندسیم اما خب یک مهندس خاکی و  ارزشی.این تقوای الهی دست مارا تو همه چیز بسته است . ديديم خب مگر چه عيبي دارد ما هم مي خواهيم كه اين كوهنوردي كشور خدمت كنيم حالا حتي شده به طنز خب ما كه صبح تا شب داريم به همه چيز مي خنديم مسئولين هم هي دارند به ريش ما مي خندندالبته نسوان محترم چون ريش ندارند پس به گيس ايشان  مي خندند ما نمي دانيم اين گيس خواهران ديگر چرا خنده دارد صبح تا شب دارند با ايگو رويال( با با نو سگولن رويال كانديداي رياست جمهوري فرانسه اشتباه نشود) موهايشان را رنگ مي كنند بگذريم .سوابق چي؟ بعله تا دلتان بخواهد داريم تو كوهنوردي شاخهاي غول كه نبوده و ما نشكستيم تصميم گرفتيم تحولي شگرف در كوهنوردي كشور ايجاد كنيم و حق و حقوق اين فدراسيون اگر در كابين همسران رئيس فدراسيون هاي قبلي باشد بستانيم و به نفع بيت المال كه يك شماره حساب اختصاصي در بانك با نام خودمان باز كرده ايم بريزيم.

بنا داريم باب گفتمان را باز كنيم و بگوييم امروز مشكل كوهنوردي بيرون بودن كمي موي دختران نيست بلكه مشكل ما در جاي ديگر است و قرار كرده ايم به محض انتخاب نفت را سر قله هاي شما بياوريم و ماهواره را هم آزاد مي كنيم هي برويد مولتي ويژن ببينيد و هي كيف كنيد

اما سوابق تحصيلي

 دو بار ديپلم ردي و آخر سري با تك ماده قبولي! اگر رد شديم واسه اين بود كه درسها را بيشتر فهم كنيم تا  بهتر بتوانيم به شما خدمت كنيم

 چهار سال سابقه درخشان آبدارچي گري نه به علت بي سوادي بلكه در جهت تهذ يب نفس و درك بهتر مشكلات اقشار پايين كوهنوردي!

 داراي مدرك تحصيلي سه بار سيكل ردي و دوبار ديپلم ردي! ليسانس طنز شناسي فوق ليسانس كوه شناسي دكتراي خالي بندي و پي اچ دي سر كار گذاشتن.

 دارای مدرک مربیگری درجه 1 یخ و برف و يخ در بهشت سازي

مربي درجه ممتاز سنگنوردي

مربي مهد كودك و خيلي مربي گريهاي ديگر كه الان حضور ذهن نداريم همش ذهنمان تو خدمت به خلق الله است حواس برايمان نمانده

فاتح قله ي؟... همه قله ها و چند تا هم هشت هزار متري البته هشت هزار متريها تفنني بوده ها و گرنه ما تو كارقله هاي بالا هستيم و زير چهارده هزار متر كار نمي كنيم ! و فتح بارها هشت متری شهداد در محله ی سابقمان عجب خیابون شلوغیه لامصب! اما کلی میشه توش......بگذریم حوصله نداریم این فرامرز نصیری ما را دوباره  اروتیک کار بداند. گیر می دهد اساسي  یکهو فردا یک پست میزند شوری شیرین آمیخته با جوش شيرين، اروتيسم و اروتيك اين چيزهاي كه ما هيچ رغم سر در نمي آوريم استغفرالله ماه رمضانی دهانمان را آب  بکشیم .

 عضو تیم ملی کوهنوردی اعزامی به شير پلا سال ۱۳۸۴ - سرپرست اولین صعود مستقل تیم کوهنوردی خانواده به پناهگاه شير پلا سال ۱۳۸۴ - سرپرست اولین صعود مستقل تیم مشترک متشكل از خودم و خودم در سال ۸۵ - نایب رئیس هیات متوسلين به پنج تن آل عبا كوهنوردان مقيم مركز - دبیر هیات وبلاگ طنز كوه ،دبير كل وبلاگ طنزكوه

  قهرمان شنای صد متر با ویلچر

 پرتاب اسب

 ویلچر دوانی

و قهرمان دوي غورباغه

برنامه های ما به محض انتخاب

در راستای همگانی کردن ورزش کوهنوری این ورزش را با  احداث یک عالمه  پناهگاه فراگیر می کنم بطوری که هر صد قدم یگ پناهگاه باشد( از لج این احسان نوپتسه و عباس محمدی.نه اینکه فکر کنید در طرفداری از ایده ی رفیقم اینکارو می کنم ها! خیر حالا هی بره دیده بان کوهستان بشه )این پناهگاهها همراه با سونا و جکوزی استخر، سالن بدنسای، کافی شاپ، سالن بیلیارد تا هر کس که می خواد کوهنوردی کند بتواند. چرا که قصد داریم كوهنوردي را به همه تزريق بكنيم  وشعارم این خواهد بود "ما شما را بوسیله ی آخرین متد و با تمامی امکانات رفاهی و تفریحی کوهنورد خواهیم کرد"

دوم از آنجایی که هدف ما فتح یکی پس از دیگری قله هاست و عجله داریم پرچم کشورمون را  نوک قله ها علم کنیم بنابراین امکانات ایاب ذهاب مثل هلی کوپتر در اختیار خواهیم گذاشت هی برید قله فتح کنید هی پرچم نصب كنيد وهی در مصاحبه از من تشکر کنید تا من نتوانم احساسات خود را از این همه تشکر بیان کنم.

استقرار صدها راس قاطر آخرین مدل با نعلهای ای بی اس در کوهها تا شما براحتی قله ها را در نوردید(الحمدالله تو مملکت هم از نظر تولید اسب و قاطر به خودکفایی رسیدیم)

ما نفت را سر قله های می آوریم تا هر وقت سردتان شد آتش روشن کنید.

ما قصد داریم با فتح قله ها ضمن غنا بخشیدن به شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست مشت محکمی به دهان یاوه گویان شرق و غرب بزنیم

در راستای طرح تکریم مردم وجلب رضايت  ارباب رجوع نصب دهها صندوق انتقادات و پیشنهادات درفدراسیون و هیات ها و پناهگاهها و قله ها تا بخونیم و بخندیم حداقل بيست تايش را در همين فدراسيون خودمون نصب مي كنيم

تمام کوهنوردان رو حقوق بگیر فدارسیون می کنیم

در راستای ترویج نماز جماعت هر هفته نماز جماعت را سر قله ها به امامت شیخ فرشید دایر خواهیم کرد حیف است از برکات این شیخ فرشید بی نصیب بمانید

هر كه را خوشتان نیامد بگویید ایکی ثانیه عزل می کنیم و هر وبلاگی را که طلبه نبودید بگویید درش را تخته کنیم می دیم مخابرات جیک ثانیه فیلترش کند فیلتر کردن هم که خوراک مخابرات است

 

بدانيد و آگاه باشيد كه اگر مورد نظارت استصوابي شوراي نگهبان فدراسيون قرار نگيريم قطعا انتخاب مي شويم

 

 

 

|+| نوشته شده توسط فرشيد در یکشنبه پانزدهم مهر 1386  |
 چشم سوم و مافیای وبلاگها!

آقا ما اگه اين چشم سوم را نداشتيم جه غلطي مي توانستيم بكنيم خدايي وجود چشم سوم خيلي ها جاها به كار آدم مياد.اين همه فيلمهاي خانوادگي غير اخلاقي كه تو جامعه پخش شده از صدقه سري همين چشم سومي هاست  .اصلا خودمان اجير كرديم كه مراقب اين مافياي وبلاگها باشد تا كلاه سرمان نرود ايشان هم كه وظايفش را خوب بلد است و مراقب همه چيز هم هست.آي دلمان خنك شد پته ي يك عده اي رو روي آب ريخت آي حال كرديم... واسه ي ما مافياي وبلاگنويسي و كوهنوردي راه انداخته اند كاه هم بار ما نمي كنند و اصلا هم تحويل نمي گيرند.... اگر بخواهند زيادي پرو  بازي در بياورند چشم چهارممان را هم بكار مي اندازيم اونوقت تا ناكجا آبادتان را هم خواهيم ديد .حالا اينايي كه اين چشم سوم ما ديده نخواستيم همه اش را رو كنيم.ديديد؟ كيف كرديد چشم سوم چطور پته ي همه مان را رو آب ريخت .البته نام بردن از ما توسط چشم سوم كه يه جايمان مخفي اش كرده ايم كه هيچكدامتان نخواهيد توانست ديد سياسي كاري بود حالا كه ايشان اينها را گفت ما به كمك چشم چهارممان پته ي همه را روي آب مي ريزيم بريد خوش باشيد.مرسي چشم سوم كه همه را ملوث كردي!!!

در پست قبلي "چسم سوم" كامنتي گذاشت و پرده از بسياري اسرار نهفته برداشت وي با انتصاب مواردي! حقايق تكاندهنده اي را بر ملاكرد  كه ما همينجور از آن روز داريم تكان مي خوريم و درآن بخشهاي زيادي از سازمان مافياي وبلاگها و تعدادي از كوهنوردان و كوهنويسان عضو  اين شبكه مخوف را مورد شناسايي قرار داد و لو رفتن اين حقير مرا به مهره ي سوخته اي تبديل كرد كه سازمان مافيا طي برنامه اي پروژه ي حذف مرا در دستور كار قرار داد كه البته ابتدا چندين بار خواستند كه من بصورت تلويحي و داوطلبانه انصراف خود را اعلام كنم كه زير بار نرفتم .اما اين افشا گري و غيره مرا بر آن داشت تا حقايق و اعترافات بسيار تكاهنده اي جهت تنوير افكار عمومي كوهنوردان  انتشار دهم...راسيتش ما هميشه   از اين تكانهايش هست كه خيلي خوشمان مي آيد.هميشه دوست داريم حقايق و هر چيز ديگر تكاندهنده باشد چون كيفش بيشتر است.

در سال هشتاد و چهار و پس از انتخاب تيم ملي كوهنوردي در رده ي بانوان و آقايان و زمان تسلط تشكيلات آقاجاني بر فدراسيون تني چند از مخالفان اين روند انتخاب و فدراسيون گردهم آمدند تا با ايجاد باندي مخوف توازن قوا را در فدراسيون بهم ريخته و حاكميت خود را بر آن بنا نهند.

پس آن وقايع جلسه اي با حضور" پ .ت. ف" و" م .د.ي" و "ر. خ. ه " و" ر. ش" مقيم كانادا  و "ع .ج" با نام مستعار عباث بهمراه فرامرز نصيري ،عزيزالهي  و  آنا فراهاني تشكيل شد تصميات اين باند بر اين شد كه  ابتدا حذف آقاجاني و سپس آوردن پيرمردي به نام هوايي كه بتوان در پروژه جابجايي  از ايشان بهره برد بدون اينكه خودش بداند! و همزمان  تخريب وبلاگ كوهنوشت كه متعلق به مسئول روابط عمومي فدراسيون بود و توانسته بود در مدت كوتاهي نبض اخبار كوه را در دست بگيرد و يكه تاز شود.

و اما وظايف بعضي از اين افراد"

"ر. ش" مقيم كانادا معروف به رامين گفتمان (چون به رقابت از طريق گفتمان يا به قول خودش ديالوگ خيلي معتقد بود)با رده ي سازماني "آ" وظيفه داشت كمك هاي مالي و دلار از آنجا به ايران بفرستد و جز نيروي ها متخصص و كاربلد بود

"ع. ج" معروف به عباث سياست.با رده ي سازماني "آ" خط دهنده و ايده پرداز كه  دست به قلم بود و قرار شد با استفاده از توان نويسندگي خود يواش يواش اذهان را به سمت پروژه تخريب سوق دهد.

فرامرز نصيري معروف به جلاد وبلاگها و كوهنوردها.با رده ي سازماني "آ"و داشتن جايزه ي قله ي  بلورين بهترين ضايع كن آدمها از جشنواره ي كوهنوردان... خط دهنده و سياست گذار مافياي وبلاگها و طراح پروژ ه هاي حذف افراد با روشهاي بي رحمانه.

عبدالله عزيزالهي معروف به عزيز تيزه با رده ي سازماني "آ"و داشتن ديپلم افتخار وبلاگسازي كه مامور بود بوسيله وبلاگها ي متعد د و استفاده از نام ايران و تهران جهت بهره بردن از علائق مهين پرستانه ي وبلاگنويسها و خوانندگان آنها نسبت به انتشار اخبار تلاش مظاعف كند و اخبار تشكيلات را به همه برساند

آنا ي فراهاني معروف به دختر كوهستان مسئول اجراي سياستهاي تشكيلات در وبلاگها و جذب مخاطبان به وبلاگ خود و از سكه انداختن كوهنوشت كه با اجير كردن فردي به نام فرشيد داوودي معروف به فرشيد ناخن كش و استفاده از توان تخريبي وي پروژه حذف رقبا را دنبال كند درواقع يكي از عوامل اصلي مافياي وبلاگها متشكل از نصيري و عزيزالهي بود

فرشيد داودي مجري سياستهاي تخريبي باند مافيا كه وظيفه داشت ضمن به شهرت رساندن وبلاگ آنا پورنا شعار" وبلاگ فقط آنا پورنا" را نهادينه كند و به مرور مخاطبان كوهنوشت را به آن سمت سوق دهد

................................

واما چند توضيح كه خالي از لطف نيست هر چند ضرورتي بر آن نمي بينم اما به جهت لطفش عرض مي كنم

قبلا هم چند بار توضيحاتي در اين خصوص داده ام اما باز عرض كنم كه حضور من در ميان كوهنويسان   ابتدا بصورت كامنت نويسي در كوهنوشت بود كه به قبل از تولد وبلاگ آناپورنا باز مي گردد.آنهايي كه از نزديك من را مي شناسند مي دونند در نوشتن از هيچ كس خط و سياست نمي گيرم.نوشته هاي خود من بهترين دليل بر اين مدعاست.

بر عكس نظر اين جناب چشم سوم ايده ي وبلاگنويسي قبلا توسط دو سه تا از دوستان مطرح شده بود از جمله نازخاتون و بلاگ مرحوم شاهو كه هيچكدامشان منظورشان طنز نبود اونهايي كه از نزديك باز من را مي شناختند بيشتر با نوشته هاي جدي و احساسي مي شناختند و پيشنهاد وبلاگنويسي هم صرفا  در اين موضوعات بود(همين الان هم از اين نوشته هاي زياد دارم اما با وبلاگ حال حاضر سازگار نيست) آنا ي فراهاني هم يكي از همین پيشنهاد دهندگان بود وبلاگنويسي در همون راستا نه چيزي تو مايه ي طنز و انتقادي.

من با تعداد محدودي از كوهنوردان ارتباط دارم يا تلفني و يا چت مطمئنم با هيچكدامشان به اندازه ي آنا فراهاني اختلاف نظر و در گيري و بحث و جدل در خصوص نوشته هاي وبلاگ نداشتم كه همين آخري طي بحثي تند ايشان در جهت دفاع از كوهنوردان خصوصا بانوان در مورد بخشهايي از نوشته ام كه به قول فرامرز نصيري آميزه اي از اروتيسم بود خواستارحذف برخي از قسمتهاي پستم بودند.

تاكنون به سه طريق به كوه رفته ام يا بصورت انفرداي يا با عزيزالهي و يا با همسر و فرزندم.وجود همسر و دو فرزند مجال" ست كردن" قرارهاي ديگر را به من نمي دهد.

و آخر سر.... زياد خود را خسته نكنيد از قديم گفته اند مورچه چيه كه كله و پاچه اش چي باشه بهتراست بجاي كشف اين شهود به نقدي بهتر از ما در اين عرصه ي كوهنوردي بپردازيد و به رشد و تعالي آن بكوشيد حداقل در باب فرهنگي آن كه اين به صواب نزديكتر است.

شايسته نيست انگي به دختر مسلماني كه ميان كوهنوردان شهره به نيكي است ببنديد كه اين به مسلماني نزديك نيست.

|+| نوشته شده توسط فرشيد در دوشنبه نهم مهر 1386  |
 
 
بالا