زایش هر وبلاگ بسان تولد نوزادی است که متولد می شود پا می گیرد ُجوان می شود و....امیدوارم زوالشان را نبینیم.قبل از شروع مبحث اصلی لازم است تولد وبلاگ کوهنوردی دیگر بنام "
جای رسیدن" به قلم سر کار خانم شاید...را به جامعه کوهنوردان تبریک عرض کنم.در این وبلاگ امر گزارش نویسی با قلمی متفاوت و زیبا به رشته ی تحریر در آمده است.موفقیت و تداوم کار ایشان را آرزومندم.
تحلیل وبلاگها(بخش اول:آزاد کوه- عباس جعفری)
جماعت كوهنورد عموما آدم هاي فرهيخته و تحصيل كرده اي هستند به نسبت لااقل فوتبالي كه من در آن بازي مي كنم و اطلاعات دارم و هر آنچه حرفه اي ترند بيشتر با علم و دانش و قلم سرو كار دارند نگاه كه مي كنيد اغلب كساني كه در سطح ملي اين ورزش اند آدمهايي هستند كه تحصيلات عاليه هم نيز دارند و دستي به قلم. در صورتي كه در ساير رشته ها خاصه فوتبال(من چون در هر دو رشته فعالم امكان اين قياس رو پيدا كردم) چنين چيزي مطرح نيست كه البته نمي توان آنرا بعنوان يك ضعف و نقيصه اين رشته و آدمهاي فعال در آن ديد بلكه اين بيشتر به يك خصيصه مثبت در ورزش كوهنوردي است كه اثبات شي نفي ما اعدا نيست . شايد اقتضاي كوه و عظمت آن آدمهاي خاصي را به خودش مي طلبد در هر صورت آمار دقيق و بررسي شاياني نكرده ام و اينها بيشتر بر اساس مشاهداتي كه بود عرض شدو در اين نوشتار بدنبال چرايي آن نيستم.
يك نكته جالب توجه هم خيل دوستاني هستند دخيل و فعال در اين ورزش كه به امر وبلاگنويسي مشغولند و در واقع صاحب قلمند با گرايشات و نظرات وديدگاههاي مختلف. حتي آناني كه خواننده اين وبلاگها هستند و بيشتر توسط كامنتها مجال حضور دارند غا لبا آدمهايي متخصص و اهل نظرند.
مدتي بود در اين فكر بودم كه نقدي و نظري بر اين وبلاگها بزنم و ديدگاههاي خودم رو به رشته ي تحرير در آورم و به بررسي اين وبلاگها بپردازم اما هميشه اين ايده ميان پستهاي كه به اقتضاي مباحث موجود مي زدم كم رنگ ميشد.
مدتي قبل برج سیناعزم بر اينكار كرد اما بيشتر رويكرد ايشان در همان يك يا دوپستي كه زدند منحصر به كنكاش و تحليل نويسنده ي وبلاگ بود تا بررسي و نقد و تحليل مطالب وبلاگ ليكن همين امر هم به همان يك يا دو پست خاتمه يافت.
وبلاگهاي كوه
وبلاگهاي كوه را از بعد ميزان فعاليت مي توان به سه دسته تقسيم كرد آنهايي كه زنده و كاملا فعالند و آنهايي كه نيمه فعالند و آنهايي كه مدتي است خاموش شده اند. البته در خصوص وبلاگهايي كه اكنون ديگر فعال نيستند زياد به دنبال چرايي آن نيستم چون نياز به يك بررسي دارد اما در كل مي توان گفت عده اي ابتدائا تصور بر اين بود كه مي توانند بنويسند فلذا بدون يك هدف تعريف شده ي مشخص و امكان سنجي لازم وبلاگي زدند و بعد چون كم آوردند يا امر وبلاگنويسي ارضايشان نكرد آنرا رها كردند اما از طرفي رقابت ميان وبلاگهايي كه اكنون براي خود جاي مستحكمي دارند سخت است و نويسنده و وبلاگ نويس وقتي طبيعتا خواننده كمي هم داشته باشد ذوق نوشتاريش از بين رفته و ديگر نمي نويسد و بعضي ها از وبلاگها و افرادي بودند كه هم مطلب داشتند و هم خواننده اما در پيچ و خم زندگي و اينكه اين امر حرفه ي آنها نبوده مجبور به ترك آن شده اند و دلايل و موارد ديگر كه از هدف اين مقال دور است.
"وبلاگهاي كوهنوردي از نظر شكل و محتوا بر چند دسته تقسيم مي شوند:
1-وبلاگها خبري و اطلاع رساني:اين وبلاگها به اقتضاي نوع فعاليتشان دائما به روز هستند و اخبار و اطلاعات كوهنوردي را انتشار مي دهند و هر از گاهي نيز در خلال آن ديدگاههاي خود را منتشر مي كنند كه به وضوح مي توان از کوهنوشت و سرود کوهستان نام برد.
2- وبلاگهاي تخصصي:وبلاگهايي كه بيشتر به انتشار و درج اخبار و اطلاعات و مطالب تخصصي مي پردازند و تجربيات و اطلاعات نويسنده را به اطلاع سايرين مي رسانند كه مي توان در اين خصوص به داستان کوه و کوه قاف اشاره كرد.
۳- وبلاگهايي كه بيشتر ديدگاههاي نويسندگان آنها را در تمام زمينه ها نشر مي دهد و در واقع متنوعند و از سياق خاصي پيروي نمي كنند در اين خصوص مي توان از وبلاگهاي کلاغها و تهران کوه نام برد.
۴- وبلاگهاي گزارش نويسي: غالب وبلاگهاي كوهنوردي را شامل مي شودكه اقدام به انتشار گزارشات برنامه هاي كوهنوردي خود مي كنند و در اين خصوص تجربيات عملي خود را انتشار مي دهند.
5-وبلاگهايي كه نام كوه را يدك مي كشند اما اغلب چيز ديگري مي نويسند در واقع وبلاگ كوهنوردي نيستند بلكه به اقتضاي كوهنورد بودن نويسنده در دسته ي وبلاگهاي كوهنوردي قرار گرفته اند و به وضوح مي توان از آزاد کوه نام برد."*
احتمالا مي توان تقسيم بنديهاي دیگری به آن اضافه كرد و يا بعضي از وبلاگها مجموعه اي از اينها باشند.
تذكرات:
- بررسي فوق يك بررسي اجمالي بوده فلذا كامل نيست.
- مدتي بود كلنجار مي رفتم كه آيا اين بررسي در قالب طنز و شوخي مي گنجديا خير؟ به نظر م آمد نه! و اما حالا كه نه! آيا با ماهييت اين وبلاگ كه مي بايست اغلب پستهاي آن طنز و شوخي باشد سازگار است؟ درست است كه تبصره ي جدي نويسي هم برآن خورده است اما در هر حال يك تناقضاتي پيش مي آيد. فلذا چون اين بررسي در قالب يك پست نمي گنجد لاجرم در پستهاي متعدد خواهد آمد و ممكن است در خلال اين پستها گاه مطلبي آورده شود تا هم تنوع باشد و هم از هدف اصلي وبلاگ خارج نشوم.
به مرور تمامي وبلاگهاي فعال و حاضر مورد بررسي نگارنده قرار خواهد گرفت به تناسب تكميل اطلاعاتم.
آنچه كه مسلم است اين بررسي ها صرفا ديدگاه من بوده وخالي از اشكال نيست.
بخش اول
آزاد كوه-عباس جعفري با امضاي "عباث"
"وولفگانگ آيزر نظريه پرداز ادبي كه از نظريه دريافت سخن به ميان مي آورد معتقد است براي بوجود آمدن اثر ادبي دو قطب لازم است قطب هنري و قطب زيبا يي شناختي.قطب هنري را خالق اثر بوجود مي آورد و قطب زيبايي شناختي را خواننده.به عقيده ي وي متن ادبي بايد نيروي تخيل خواننده را بكار گيرد،زيرا خواندن متن ادبي هنگامي لذت بخش است كه فعالانه و خلاقانه باشد،و فرق يك متن ادبي خوب با يك متن ادبي بد در اينست كه متن نوع اول همواره انتظارات مارا دگرگون كند و تاويلهاي مغاير مي طلبد،در حالي كه متن نوع دوم ،نخستين انتظارات مارا بر آورده مي كند،جرا كه برداشت همگان از آن يكي است."**
روزهاي اول ورود به دنياي مجازي و آشنايي با وبلاگ آزاد كوه و جعفري براي يكي از دوستان سر شناس تيم ملي كوهنوردي ايميلي زدم كه جعفري كيست و چيست؟ در پاسخم قريب به اين مضمون نوشت كه استاد مسلم سنگ نوردي و يخنوردي... وبيان ساير موارد در انتها نوشت كه دست به قلم زيبايي هم دارد.اين موضوع مرا بر آن داشت تا وبلاگش را به تمامي از اول تا به آخر بخوانم . البته ميزان آشنايي من با ايشان از همين پنجره بوده و اين اواخر مطالبي كه در رادیو زمانه قلمي مي كند وهمچيني شامل نقدهايي هم بود كه با غرض و بي غرض بعضا در كامنتهاي ايشان و ساير وبلاگها آورده مي شد.
بالشخصه جعفري را نويسنده اي ريزبين و زيرك مي شناسم حتي انتخاب شناسه يا امضاي پاي نوشته هايش(عباث)اتفاقي نبوده بلكه با يك تعمد خاص و درايت بوده است "عباث " از ريشه ي عبث و به معني بيهوده مي آيد فلذا "عباث "را در خصوص نوشتار مي توان بيهوده نگار دانست .كسي كه تمامي حرفهاي خود را مي زند و آخر امضا مي كند بيهوده نگار!!!.حتي انتخاب نام آزاد كوه بر گرفته از ديدگاه و نگرشهاي سياسي و خاص نويسنده بوده و انتخاب آن نيز بي دليل نمي باشد و شايد اگر صرف پرداختن به كوه بود بسيار از نامهاي ديگر و كوههاي معتبرتر و يا اسامي رومانتيك تر را مي توانست بر گزيند.
آرشيو آزاد كوه قابل دسترسي نيست ليكن آنچه كه به نظر مي آيد بيش از سه سال است كه در دنياي وب مي نويسد اما گويي تولد و زايش و رويش آزاد كوه به سا لياني قبل از اين گستره باز مي گردد.نویسنده اي با گرايشهاي خاص خود در سياست و بيشتر مخالف روند كنوني و سياستهاي حاكم بركشور.كسي كه با توجه به نوشته هايش و اقتضاي سن و سالش (تصور مي كنم 42 يا 43 ساله باشد)در گيرو دار انقلاب هم بوده و خواه ناخواه با سختي ها و مشقتهاي آن دوران نيز دست و پنجه نرم كرده است و تلاطم و گرداب حوادث انقلا ب و جنگ را تجربه كرده است جنگ را آزموده طعم تلخ جنگ و از دست دادن دوستان را تجربه كرده و ليكن اكنون با آن باور هايش فاصله گرفته كه اين فاصله حتما به معني دور شدن وي از آن آرمانهايش نيست كه اينكه نگارنده هم عقيده بر اينست كه انقلاب است كه بيش از همه از آرمانهايش دور شده است و امروز مي بينيم آنانكه از ديوار سفارت بالا رفتند اكنون خود مانده اند كه آنرا تسخير كردند يا اشغال!در هر صورت در گذر زمان و مطالعه بيشتر و دور شدن از احساسات انقلابي و ارزيابي بيشتر و كسب تجربه آدميان دچار قبض و بسط افكارو انديشه مي شوند .اين نمود را به وضوح مي توان در جعفري مشاهده كرد و خود بدان اذعان دارد .اين صراحت اعتراف را مي توان به راحتي در نامه اي كه به رامين شجاعي نگاشت ديد در اين نامه با بازگشتی كه به گذشته ي خود مي کند سير تحول فكري خود را باز گو مي كند.
آزاد كوه را بنام وبلاگهاي كوه مي شناسند و شايد كمتر وبلاگي از كوهنويسان باشد كه لينكي از آن نداشته باشد در صورتي كه در لينكداني آزاد كوه لينكي از وبلاگي نمي بيني كه البته دلايل آن به خود نويسنده باز مي گردد و اين بدان معنا نيست كه ايشان ساير وبلاگها را نمي خواند بلكه بالعكس با توجه به برخي از كامنتهايي كه بعضا در وبلاگهاي كمتر سرشناس مي گذارد مشخص مي شود تمامي وبلاگها را لااقل در حوزه تخصصي ورزش خود مي خواند و بررسي مي كند البته لازمه ي نوشتن آنست كه اطلاعات و اخبارتان نسبت به امور دورو برتان به روز باشد.در هر صورت آزاد كوه كه نام آزاد یا آزادی را يدك مي كشد يا به قول خود جعفري در نوشتاري منتشر نشده از خود وي كه آزادي را مرحوم آزادي!مي خواند شايد به اعتبار نامش و نويسنده ي آن كه در دنياي كوهنوردي فردي كاملا شناخته شده است در دسته ي وبلاگهاي كوه قرار گيرد.
در اين وبلاگ مي توان هنر عكاسي را كه به اقتضاي حرفه ي كاري ايشان که در گردش به دور ايران و احيانا ساير كشورها بوده است مشاهده كردو دقت و زيبا شناسي نويسنده در گرفتن عكسها غير قابل انكار است. در كنار اين خصيصه هنر قلم نويسنده است كه به اتکای شناخت جغرافيا و فرهنگ و گويش نويسنده از نقاط كشور ومردم و كوهستانها مشهود است و تسلط وي در بهره گيري از گويشها و فرهنگها قابل تحسين است.و آنچنان تسلط دارد كه نحوه ي بكار گيري آنهارا خوب مي شناسد همچنین اغلب نوشته هاي جعفري خالي از نيش و كنايه هاي سياسي نيست و بعضا ديدگاههاي خود را بدين طريق نشان مي دهد.شايد وجود همين هنر كلمات است كه مي تواند بعضا افكار و عقايد خود را به اعجاز كلماتش به خواننده القا كند .
آنچه كه مسلم است اكثر وبلاگنويسان و خوانندگان از سر زدن و بهره بردن از هنر عكاسي و قلم ايشان امتناع نمي كنند.از ديدگا ه نگارنده نمي توان خيلي نقدي به آن زد چرا كه به خوبي مي توان تكامل قلم نويسنده را از بدو تشكيل وبلاگ تا به كنون ديد.تا آنجايي كه من ديده ام جعفري فردي صبور و نقد پذير است و حتي در خصوص كامنتهايي كه بصورت توهين آميز برايش ارسال مي كنند صبر پيشه مي كند و قضاوت را به عهده ي خواننده ي خود مي گذارد مگر در مواردي كه مخاطب كسي غير از خودش باشد.
و تنها خرده اي كه مي توان بر آن گرفت اينست كه بعنوان يك كوهنورد متخصص و حرفه اي كمتر خوانندگان را از تجربيات خود بهره مند مي كند.
در انتها آنچه كه نگاشته شد در حد و ظرفيت اين وبلاگ بود فلذا مايلم از نظرات ارزشمند ساير دوستان هم بر اين نقد و هم بر آزاد كوه به طرق ممكن بهره مند شوم.
ادامه دارد....
*این تقسیم بندی قریب به مضمون را از رامین شجاعی در کامنتی در یکی از وبلاگها به عاریت گرفتم.
**هدایت و سپهری نوشته ی دکتر بهرام مقدادی
|
+| نوشته شده توسط
فرشيد در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
|