در راستاي اينكه اين روزها گوسفند ها عزيز شدند و كوهنوشت و آزاد كوه از اونا يه عكس نشون دادند و همينطور در اثبات اين موضوع به امريكاي جهانخوار كه گفتمان و ديالوگ حتي در بين گوسفندهاي اين مملكت رايج هست٬ !ما هم به ميون گوسفندهايي كه در پایین عكسشون ديده ميشه رفتيم و ضمن فراگيري زبان خاص گوسفندي مجموع يه گفت و شنود ايشان را به رشته تحرير در آورديم و ضمنا تمام تلاش خود را در جلوگيري از اختلاط گوسفندهاي نر و ماده نيز انجام داديم.
ذيلا متن گفت و شنود ايشان رو به بصر شما مي رسانيم.
توضيح اول: عرض كنيم كه با توجه به اينكه گوسفندها كلا يك جورند و لذا فاقد اسم و رسم ما جهت تمييز خوانندگان تلاش كرديم براي بعضي از آنها اسم و رسمي دست و پا كنيم.
توضيح دوم: اينكه فراگيري زبان گوسفندها هم زياد سخت نيست. بر عكس زبان بعضي از آدمها كه فهميدنش خيلي سخت و حتي غير ممكن است.
. . . بع ع ع بع بع ع ع

يه گوسفند :اين كوهها هم اين روزا صعب العبور شدن ها
يه گوسفند ديگه :بع ع ع ! آره ولي به علفهاي دورو برش مي آرزه نگاه كن خدايي دهن گوسفند آب مي افته
گوسفند اولي:اي بابا مگه مي ذارند اين علفها گير ما بياد خدائيش اگر اينارو هم مي ذارند ما بخوريم واسه اينه كه چاقمون كنند سر فرصت سرمون رو ببرند!
گوسفند دومي:حالا جا شكرش باقيه كه فعلا مي ذارند اينارم بخوريم
حبه ي انگور:راستي شنگول جون از فدراسيون و انتخابات چه خبر؟
شنگول: والله چي بگم فعلا كه همه سر كارند
منگول: من شنيدم مي خوان چند تا پناهگاه بسازند
گوسفند اولي:چه فرقي به حال ما مي كنه ما كه جامون تو طويله است اينارو هم براي خودشون مي سازند
يه گوسفند از پشت سر:كنار بريد كنار بريد
گوسفند دومي: اوا چه خبره مگه نمي بيني تابلو سبقت ممنوعه
گوسفند سبقت گير:داشم اينا مال آدماست نه ما
حبه انگور: با خشم خبر سر بريدنت رو بيارند الهي همينه كه بهت مي گند گوسفند
شنگول:راستي دارم يه وبلاگ مي زنم خدايي مي تركونه
يه گوسفند ديگه:بابا ما كه محلي از اعراب نداريم كي به ياد ماست بازم خدا پدر اين جعفري بيامرزه كه تو پستش يه اسمي از ما برد و اين رضايي يه عكسي از ما نشون داد
گوسفند اولي: خدايي گوسفندي هم بد درديه هم تو عزا هم تو عروسي سر مارو مي برند
شنگول: اي بابا اين عادت خيلي هاست برا رسيدن به جايي سر ديگران رو زير آب مي كنند
منگول: حبه انگور جونم چقدر چاق شدي ببين چقدر دنبه ات بزرگ شده يه ليپو ساكشن كن.
حبه انگور :اي بابا چه كنم آدمها اينطور بيشتر دوست دارند..
منگول:آدم هيزا؟
حبه انگور: نه بابا آدم شكمو ها ...مي گن آبگوشتشون حسابي چرب مي شه!
حبه انگور: اوا سلام حاجي حال شما
گوسفند حاجي: به مرحمت شما خوبم آبجي
شنگول: چي شد عزيزم تا ديديش هوايي شدي حالا چرا بهش مي گي حاجي
منگول: آقاجان اين حاجي اون حاجي نيست كه شما فكرش رو مي كني
گوسفند اولي:آخه قراره يه آدم از مكه بياد اينو جلوش سر ببرند بچه ها هم بهش مي گند حاجي اينه ديگه
منگول :راستي حاجي چه خبر از اون پولي كه تو هيئت كوهنوردي گيلان گم شد؟
گوسفند حاجي: والله ماهم بي خبريم فقط يه شب يه مهموني دادند نمي دونم كيا! چند تا از بچه هاي اين گله رو هم بردند ديگه خبري از اين گوسفندا هم نشد اما ميگن شام مفصلي داده بودند.
گوسفند اولي:اي بابا شما چيكار به اين كارا داريد علفتون رو بخوريد
منگول: اين كار آدما اصلا حساب كتاب نداره نگاه كن همين مشتي يدالله چوپون خودمون كه داره كنارمون راه مي ره فردا ييهو ديدي از همين گوسفند چروني رو زدو بند رفت شد رئيس فدراسيون حساب كتاب نداره والله
گوسفند دومي:ولي خووب سر مارو با اين علف ملفاي كوه گرم كردند بعد اورست شو خودشون مي رند
گوسفند سبقت گير: آخه به تو چه ربطي داره مگه تو كوهنوردي لا اله الا الله
شنگول :ديروز تو يكي از اين وبلاگها مي خوندم كه به اسم يه عده آدم جوون! بساط اورست رو راه انداختند ولي خودشون رفتند
حبه انگور:درد بگيرند عزيز.... الهي(كلمه عزيز را با الهي جدا بخونيد با هم نخونيد لطفا! امان از دست اين خط فارسي كه چه سو تفاهماتي ايجاد مي كنه)
گوسفند حاجي: بچه ها يه عالمه علف تازه اونطرف بدويد تا تموم نشده
. . . گوسفندها يك دفعه به طرف علفهاي تازه هجوم مي برند
منگول:بابا ادامه بحث كوه چي شد
گوسفند سبقت گير:بابا علفو بچسب كوه و اورست بي خيال دير برسي اينم تموم شده
……….
نتيجه گيري اول: اگر علف خوب مي خواهيد مرام ومعرفت رو بي خيال شيد.
نتيجه گيري دوم: گوسفندها هم عالمي دارند.
نتيجه گيري مهم: مراقب باشيد علفهاي هرزكوه شما را از رسيدن به قله ها باز ندارد
نتيجه گيري اخلاقي: نمي دونم چرا يهو ياد فيلم سكوت بره ها و جايزه اسكارش افتادم!
..

